صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٠
بگذارید، ما قبول نداریم، علاوه من این را در یکى از حرفهایم گفتم که اینکه ما قبول نداریم براى اینکه این اهانت به اسلام است، شما این را پهلویش مىگذارید، اسلام دموکراتیک نیست و حال آنکه از همه دموکراسىها بالاتر است اسلام. ما از این جهت ما این را قبول نمىکنیم، اصلاً شما پهلوى این را بگذارید، مثل این است که بگوید که جمهورى اسلامى عدالتى، این توهین به اسلام است براى اینکه عدالت متن اسلام است، از این جهت این را هم ملت ما قبول نکردند و اصحاب قلم و روشنفکرها بعضى از آنها را، اینها جدیت داشتند به اینکه این کلمه اسلام نباشد و ما اینطور فهمیدیم که چون از اسلام ضربه دیدند مىخواهند این نباشد، خوب همه قدرتها دیدند که این نفت اینجا، حالا از دستشان گرفته شده عجالتاً و این را چه کسى گرفته است؟ این را این ملتى که داد مىزند اسلام، پس این اسلامش را حذف بکنید هر چه که باشد این دعوا هم دیگر ندارد، دیگر پشتوانه ملت ندارد، مىخواستند پشتوانه را از این جمهورى بگیرند. پشتوانه یک حکومتى ملت است، اگر یک ملتى پشتوانه حکومتى نباشد این حکومتى نمىتواند درست بشود، اینتواند برقرار باشد، آنها مىخواهند این مطلب را بگیرند از دست، از این جهت اصرار به این داشتند، حالا هم اصرار دارند چنین از اول هى اصرار، اصرار دارند حالا هم اصرار! منتها به صورت دیگر، قانون اساسى یک قانون ملى نیست، این قانون اساسى اشکالات دارد، که مطلبى که خود ملت، وکلا تعیین کرده و گذراندند و بعد هم خود ملت به آن رأى دادند، یک اقلیتى که ما سرانشان را مىشناسیم و سروتهشان را اطلاع برایشان داریم، اینها مخالفت مىکنند با چیزى که همه ملت مىکند، این جز این معنا نیست که مىخواهند همان مسائل سابق عود کند و همان منافع سابق را ببرند. از اسلام ضربه دیدند مىخواهند نگذارند تحقق پیدا کند.
در تمام مراحل روحانیت هى نقش اول داشت، یعنى دانشگاهها بودند، روشنفکرها همهشان نه البته، دانشگاهىها، دانشجوها تقریباً اکثراً همیشه همه، بازارى چه و چه، همه اینها نقشى داشتند، لکن آنکه ملت را بسیج کرد، آن روحانیون بودند، یعنى هر محلهاى یک مسجد یا چهار تا مسجدى که دارد، چهار تا روحانى دارد مردم به آن اعتقاد دارند، آنکه من همیشه به ملت ایران سفارش کردم که این دژ محکم را از دست ندهید و به این روشنفکرهائى که مىخواهند، شاید میل داشته باشند که مملکتشان استقلالى داشته باشد، مملکتشان آزاد باشد، سفارش کردم که اینها سد بزرگى است که اگر از دست بدهید نمىتوانید کارى انجام بدهید، اگر این روحانیت را از این نهضت از اول برمى داشتیم، اصلاً نهضتى نمىشد، مردم به کس دیگر گوش نمىدادند مردم به این روشنفکرها گوش نمىدهند.
اینها یک ده نفر، صد نفر، هزار نفر، آنکه خیلى از اینها، من الان نمىدانم یک حزبى باشد، هزار نفر داشته باشد، غیر از حزب اسلامى اگر باشد مردم به آنها گوش نمىدهند هى فریاد بزنید، هر چه فریاد بزنند، مگر نه بیخود مىگویند، اینکه مىتواند یک ملت را تجهیز کند