صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٣
کرم خوردگى در این پیدا بشود، مثل یک خربزهاى که ظاهرش چه است، آب ... هم به آن مىدهند همه چیزها ولى وقتى که مىبینند، در باطن کرم زده است.
اینها مىخواهند ما را کرم زده کنند و به دنیا ارائه کنند که اینها یک خربزه کرمو هستند اینها به درد نمىخورند. به دنیا ارائه کنند که اینها رشد سیاسى ندارند، ایران یک مملکتى هست که هرج و مرج است، طبقه پائین به بالا اصلاً اعتنا ندارد، سرباز به درجه دار اعتنا ندارد، یک چنین کشورى است که قواى انتظامیش انسجامش را از دست داده، یک چنین کشورى است که اداراتش کار نمىکنند، کم کارى مىکند، یک چنین مملکتى است که همه به جان هم افتادند، وقتى که مملکتى همه به جان هم بیفتند، هر قشرى بخواهد دیگرى را بکوبد، هر طایفهاى براى خودش بکشد و دیگرى را از بین ببرد، یک چنین مملکتى در خارج منعکس مىشود که اینطورى قابل نیست، باید کارى کرد که با دلسوزى هم بیایند جلو، باید این نظم ایجاد بشود.
بیدار کنید مردم را، به مردم بفهمانید، مسأله بگوئید، خواهرها به خواهرها بگویند، به برادرها بگویند، برادرها به خواهرها بگویند، به برادرها بگویند، مسأله اینست، امروز مصیبت ما این است، امروز که خواهند این مملکت را معرفى کنند به اینکه اینها قابل اینکه آزاد باشند، قابلیت ندارند. من این را قبلاً هم گفته بودم، آقاى کارتر در پاریس که ما بودیم و آن اواخرى که در ایران دیگر خیلى پیشرفت کردند در خیلى از فرمایشاتشان فرمودند که اینها بهشان زیادى آزادى دادند. این یک موذیانه بود که مىخواست بگوید که اینها قابل این نیستند که آزاد بشوند، اینها باید اختناق برایشان باشد، حق مىداد به شاه که باید شاه اینها را مهار کند، اگر این مهار را به هم بریزد، این حرفى بود که آنوقت مىزد، همین تعقیب مىشود عملاً تعقیب مىشود، همین معنا را مىخواهند در دنیا منعکس کنند که یک کشورى هست که اساسى ندارد، قانون ندارد این کشور، هر کس به هر کس تعدى کند یک دادگاهى نیست جلویش را بگیرد، سرباز از بالاتر، از درجه دار، درجه دار از افسر، افسر از بالاتر اطاعت نمىکند، هرج و مرج است، مردم از دولتشان اطاعت نمىکنند، ادارات از رئیس ادارهشان اطاعت کنند، یک مملکت اینطورى قیم مىخواهد، خودشان نمىتوانند اداره کنند خودشان را، این برنامهاى است که براى ما به حسب احتمال و شواهد ریخته شده است و ما از آن غافل هستیم. آنهائى که مىآیند در هر جا ناراحتىها را به گوش ما مىخوانند اینها غافلند از اینکه الان ما این ناراحتى بزرگ را باید علاج کنیم و ... هم مىخواهد، خوب جز این است که بفهماند به دنیا به اینکه اینها قابل نیستند که آزاد باشند؟ من یادم هست در آنوقتى که محمدرضا اینجا بود و این گیرودارها و جنگ و نزاع ها بود که کارتر در یکى از حرفهایش آنوقت ما در پاریس بودیم گفت به اینها آزادى زیاد دادند. اگر طبیب بالاى سرش بیاید و برود سراغ اینکه دستش یک قدرى زبر است این را علاج کنیم، این طبیب، این رابه کشتن مى دهد، این باید سرطان را علاج کند. یک مملکتى که الان غدههاى سرطانى در آن هست ما باید فکر این باشیم که این غده سرطانى را بیرون بکشیم، اگر دنبال این برویم که حقوقمان چقدر است، در اداره درجه ما چیست، در - نمىدانم - ارتش در چه