صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١١
مردم باز همان حال را داشتند، رأى را دادند دنبالش هر مرحلهاى را که یک قدم شما جلو گذاشتید آنها آن مرحله را که جهت اسلامیتش بود، هدف قرار دادند.
- شما درست - من حالا به تفصیل بخواهم بگویم، نه شما وقت دارید نه من، اما درست مطالعه کنید که در هر مرحله مخالفت شد و مخالفت در همان جهتى بود که راجع به جهت اسلامیش بود که اینها یا آگاهانه این کار را مىکردند که اجیر بودند - یا جوانهایى بودند که ناآگاه، این آگاهها بازى مىدادند به آنها صحبتش را مىکردند. بعد در این مرحله، بعد هم تا حالا هى شکست خوردند، یعنى جمهورى اسلامى را رأى دادند تقریباً نودوهشت درصد رأى مثبت بود، یک قدرى هم بیشتر، بعد هم خبرگان را که هى مخالفت، هى مخالفت، معذلک مردم تعیین کردند خبرگان خودشان را بعد هم به آراء گذاشتند، این قانون اساسى آنجا هم باز مخالفت، مخالفت، لکن معذلک ملت پیروز شد، اینها ننشستند باز، آن جهتش تا اینجا آمده است، حالا بعدش هم البته رئیس جمهورى یا مجلس شوارى ملى اینها هم البته مواجه با خیلى مخالفتها خواهد شد، این یک جهت بود.
جهت دوم این قضیه، اتحاد مردم که همه با هم بودند. یک کانه، یک نفس بود، یکصدا بود، شما اگر بندرعباس مىرفتید همان را مىشنیدید که در شمال مىشنیدید، در مشرق ایران مىرفتید همان را مىشنیدید که در مغرب مىشنیدید، بچهها همان را مىگفتند، پیرمردها هم همان را مىگفتند، رعیتها هم همان را مىگفتند و متفکرین هم همان را مىگفتند، آنهائى هم که برخلاف مسیر بودند، آنوقت صداشان در نمىآمد، نمىتوانستند درآورند بعد که رسیدید به آنجائى که یک قدرى به نظر تودهها این بود که خوب، الحمدلله پیروز شدیم، توجه نداشتند به اینکه نه ما یک قدم از آن راه که گفتیم و از راه دیگر، ایجاد اختلاف. شما الان در هر جا بروید یک دستهاى با دسته دیگر مخالفند یک دستهاى مخالفند که به روى هم اسلحه مىکشند، مىکشند، یک دسته هم که به آنطور نیست براى هم صحبت مىکنند حرف مىزنند، تهمت مىزنند، کارى مىکنند که در ادارات کار کم بشود که در مثلاً صنعت نفت کم کارى بشود یا بیکارى باشد، انفجار ایجاد مىکنند. از این مسائل که روى هم وقتى که بگذاریم یک دست دارد کار مىکند و آن دستى است که مىخواهد نگذارد جمهورى اسلامى به معنائى که خداى تبارک و تعالى امر فرموده است تحقق پیدا بکند، براى اینکه با تحقق او همه آمال دشمنهاى ما از بین خواهد رفت. امروز ما گرفتار این مرحله هستیم که باید این بچه کوچولو را بزرگش کنیم، اینکه الان تقریباً یکساله است و باز راه نیفتاده مثل یک بچه یکساله مىماند که راه نیفتاده، باید ما دستش را بگیریم راهش ببریم، باید همه قشرهاى ملت متوجه باشند که اینها مىخواهند نگذارند این بچه بزرگ بشود از این بچه صدمه دیدند و اگر بزرگ شد صدمات زیادتر است، مىخواهند نگذارند این بشود وارد مىکنند، هر جا هر کس بتوانند هر قشرى را بتوانند مقابل دیگرى قرار مىدهند، روزنامهها، مجلات، رادیو، چه، چه، هر وقت آدم مىبیند یک دستهاى، به دسته دیگر حمله کردند، اصحاب قلم به هم حملهکنند، اصحاب بیان به هم حمله مىکنند، این در آنجاهائى که با قلمها این مقصد را مىخواهند پیش ببرند. هر ادارهاى که بروى، در هر جایى که بروى، هر جا و حساستر بیشتر، هر منطقهاى که حساستر