صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٩
گسترش بدهند در همه قواى انتظامى، در پاسدارىها، در کمیتهها، در دادگاهها، در ادارات، در بین کشاورزان، در بین کارکنان صنعت نفت، در همه اینها یک بساط ناآرامى تا در خارج منعکس بشود که این کشور، این ممکلت نمىتواند خودش را اداره کند محتاج به این است که یک مدیرى برود این را ادارهاش کند، ایجاد نارضایتىها، این مىشود که این ناراحتىها با اینکه سنگین است، لکن ملت باید توجه داشته باشد که براى چه مقصدى ایجاد مىشود.
در این صحراهائى که کشاورزها مشغول کشاورزى هستند مىروند با عناوین مختلف جلوگیرى مىکنند، نمىگذارند کار بکنند. در کارخانهها هر چه بتوانند جلوگیرى مىکنند که کار نشود، نتوانستند کم کارى ایجاد مىکنند. در دانشگاهها به یک صورت دیگرى و در ارتش و در ژاندارمرى و در سایر قشرهاى انتظامى آنجا هم به یک جور دیگرى. تمام اینها یک مقصد دارند و آن مقصد این است که نگذارند این انسجامى که باید بین این ملت حاصل بشود و آن انسجامى که بود و با آن انسجام پیش بردند، نگذارند این عمرش باقى باشد. مىدانند که اگر این انسجامى که بین اقشار ملت بود، به عمرش ادامه بدهد، ملت پیروز مىشود تا آخر هم دست آنها کوتاه مىشود. پس باید چه بکنند؟ بیایند بین قشرها ایجاد اختلاف بکنند. من خانه ندارم، من حقوقم کم است، من درجهام کم است، درجه دارى اصلاً نمىخواهد، یکى از حرفهایى که بین ارتشىها است، یک دسته جوان که گول خوردند، درجهدارى نمىخواهد، همه یک جورى باید باشند از این حرفها، از این نطقها گاهى گول خوردهاند به اسم اسلام یک چیزهائى را مىگویند که اسلام در آن نیست و گاهى هم متعمدند و از روى عمد این کار را مىکنند.
امروز این نحو اختلافاتى که ایجاد کردند و شما دیدید که در زمان نهضت آنوقتى که مشغول بودند همه رژیم، مردم به مبارزه با رژیم، اینجور اختلافات نبود اصلاً، اگر آن روز هم این اختلافات بود ابداً پیشبردى نمىشد، این اختلافات بکلى نادیده بود، هیچ کس فکر این نبود که زراعتم چه جورى است، صنعتم چه جورى است و منزلم چه حالى دارد، همه فکر این بودند که جمهورى اسلامى باید باشد، این وحدت کلمه و انسجامى که در ملت بود و در دنیا چشمگیر بود و چشمگیر هست آنها که مىدانند باید از کجا شروع کنند و چه جور این انسجام را به هم بزنند کارگردانهاشان، کارشناسهاشان هست و الهام مىگیرند از آن مبادى دیگر، از خارج و بین قشرها اختلاف ایجاد مىکنند، هر طورى بتوانند. اتهام، هر جا برود اتهام هست، هر جا بروى یک ناراحتى ایجاد کردند، هر جا بروى یک شلوغى ایجاد کردند، هر جا بروى یک ناآرامى است که کانه یک کشورى است که به طور هرج و مرج دارد پیش مىرود، اصلاً یک مدیریت صحیح در این کشور نمىگذارند آرام بشود تا اینکه صنعت نفت آنطورى که باید اداره بشود و همین طور همه جا. و این دلیل بر این است که جوانهاى ما غافلند از این توطئه بزرگى که براى ما دارد درست مىشود و در دست درست کردن است و آن توطئه اینکه همان نقطه که به آن نقطه اینها شکست خوردند همان نقطه را دست بگذارند رویش، دست