صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٢
داریم و ملت ما محتاج است، این را برآورند و انشاءالله خودکفا بشوند. یک جهت دیگر، این است که یک اشخاصى که مىخواهند اوضاع ایران آرامش نباشد در آن، اینها در بین ارتشىها، ژاندارمرىها و شهربانىها رفتند و مىگویند ما این مراتب سلسله را نباید قبول کنیم، یک کلمه غلطى را توى مغز اینها فرو کردند که جامعه توحیدى. نمىدانند هم جامعه توحیدى اصلاً معنایش چیست، اگر یک معناى صحیحى هم داشته باشد، اینهادانند. اینها خیال کردند که جامعه توحیدى معنایش این است که اصلاً ارتشى تو کار نباشد، همهشان یا سرباز باشند یا همهشان سپهبد باشند، این معنایش این است که ما ارتش نداشته باشیم، این چیزى که قدرت کشور ما باید باشد و بازوى تواناى کشور باشد که ارتش است و همین طور ژاندارمرى و سایر قواى انتظامى. این چپگراهائى که به اسلام خودشان را بستند، الان گرفتارى ما به این اشخاصى هست که با اسم دارند مقاصد دیگران را ترویج مىکنند، یکیش هم همین است کهروند در سربازخانهها و در بین ارتش، و بعضىشان هم شاید از همان ریشههاى سابق باشند که دانسته مىخواهند نگذارند که ارتش قوت بگیرد، قدرت ارتش را مىخواهند از دست بگیرند و فلج کنند ارتش را. مىگویند که نه باید شماها افسر باشید و نه ما درجه دار و باید یکتوحیدى پیش بیاید، مسأله توحیدى معلوم مىشود همه مان سپهبد باشیم یا همه مان سرباز، هیچ کس از هیچ کس اطاعت نکند. این جز این است که اصل ارتش به هم بزند، یعنى ارتش ما نمىخواهیم، این معنایش این است که اصلاً ایران ارتش نمىخواهد، ایران ژاندارمرى هم نمىخواهد، ایران شهربانى هم نمىخواهد، دولت هم نمىخواهد، اصلاً جامعه توحیدى، اینها اصلاً نمىفهمند اگر یک جامعه، توحیدى باشد، معنایش چیست؟ جامعه توحیدى معنایش این است که در عین حالى که فرض کنیدسرلشکر هست و دیگران باید از سرلشکر اطاعت بکنند و در عین حالى که سپهبد فرض کنید اگر باشد هست و در عین حالى که حکومت هست، همه اینها یک فکر داشته باشند، جامعه توحیدى معنایش این است که همه اینها به خدا فکر کنند، توجه به خدا داشته باشند نه هرج و مرج باشد. جامعه توحیدى اصل قابل وجود به آن معنا که مىگویند نیست. جامعه توحیدى به آن معنا که مىگوئید خوب، همه رعیت باشند، ما نساج نمىخواهیم، ما دیگر فرض کنید که آن کسى که آهنگر نمىخواهیم، اینکه توحید نمىشود، یکى زحمتش زیاد است، یکى زحمتش کم، جامعه توحیدى در حیوانات هم کم است، در بعضى حیوانات یا اکثر حیوانات جامعه توحیدى است، یعنى اینکه دیگر در حیوانات یک بالا و پائین نیست، در بعضى شان، در مثل موریانه، آنها هم تمدن دارند و مىگویند تمدنشان اسبق است از انسان، یا در مثلاً زنبور، زنبور نحل (یعنى زنبور عسل) آنها هم بالا و پائین دارند، اگر بنا باشد که به آن معنا که شما مىگوئید جامعه توحیدى معنایش این است که تفاوت مابین افراد نباشد. شما در غیر حیواناتى که آن هم حیواناتى که - آن تمدن ندارند، در غیر حیوانات در کجاى عالم پیدا مىکنید که تفاوت نباشد، یعنى همه ما یا مهندس باشیم یا هیچ درس نخوانیم، همه کشور ما یا همهشان باید مهندس باشند، خوب، همه مهندس، ما کشاورزى نمىخواهیم. همه کشاورز، ما کارگر نمىخواهیم. همه کارگر، ما کارفرما