سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥
خلسهها و جذبههائی که روحهای مستعد را میرباید و بدان سو میکشد این
چنین بیان شده است :
" « صحبوا الدنیا بابدان ارواحها معلقه بالمحل الاعلی » " [١] .
با دنیا و اهل دنیا با بدنهائی معاشرت کردند که روحهای آن بدنها به
بالاترین جایگاهها پیوسته بود .
" « لولا الاجل الذی کتب لهم لم تستقر ارواحهم فی اجسادهم طرفه عین
شوقا الی الثواب و خوفا من العقاب » " [٢] .
اگر اجل مقدر و محتوم آنها نبود روحهای آنها در بدنهاشان یک چشم به هم
زدن باقی نمیماند از شدت عشق و شوق به کرامتهای الهی و خوف از عقوبتهای
او .
" « قد اخلص لله سبحانه فاستخلصه » " [٣] .
او خود را و عمل خود را برای خدا خالص کرده است خداوند نیز به لطف و
عنایت خاص خویش ، او را مخصوص خویش قرار داده است .
علوم افاضی و اشراقی که در نتیجه تهذیب نفس و طی طریق عبودیت بر
قلب سالکان راه سرازیر میشود و یقین جازمی که نصیب آنان میگردد این
چنین بیان شده است :
" « هجم بهم العلم علی حقیقه البصیره و باشروا روح الیقین و استلانوا
ما استوعره المترفون و انسوا بما استوحش منه الجاهلون » " [٤] .
علمی که بر پایه بینش کامل است بر قلبهای آنان هجوم آورده است روح
یقین را لمس کردهاند ، آنچه بر اهل تنعم سخت و دشوار است بر آنان نرم
گشته است و با آن چیزی که
[١] حکمت . ١٤٧ [٢] خطبه . ١٩١ [٣] خطبه . ٨٥ [٤] حکمت . ١٤٧