سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٦
خلقت را به دو بخش زشت و زیبا ، روشنائی و تاریکی ، حق و باطل ، درست و نادرست ، بجا و نابجا تقسیم نمیکند . پرسش دوم اینکه : گذشته از اینکه زهد گرائی همان رهبانیت است که با اصول و مبانی اسلامی ناسازگار است ، چه مبنا و چه فلسفهای میتواند داشته باشد ؟ چرا بشر محکوم به زهد شده است ؟ چرا بشر باید به این دنیا بیاید و دریا دریا نعمتهای الهی را ببیند و بدون آنکه کف پایش تر شود از کنار آن بگذرد ؟ بنابراین ، آیا تعلیمات زهد گرایانهای که در اسلام دیده میشود ، بدعتهائی است که بعدها از مذاهب دیگر مانند مسیحی و بودائی وارد اسلام شده است ؟ پس با نهج البلاغه چه کنیم ؟ زندگی شخصی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و همچنین زندگی عملی علی علیه السلام را که جای شکی در آن نیست چگونه تفسیر و توجیه کنیم ؟ حقیقت اینست که زهد اسلامی غیر از رهبانیت است ، رهبانیت ، بریدن از مردم و رو آوردن به عبادت است . بر اساس این اندیشه که کار دنیا و آخرت از یکدیگر جدا است ، دو نوع کار بیگانه از هم است ، از دو کار یکی را باید انتخاب کرد ، یا باید به عبادت و ریاضت پرداخت تا در آن جهان به کار آید و یا باید متوجه زندگی و معاش بود تا در این جهان به کار آید . این است که رهبانیت بر ضد زندگی و بر ضد جامعه گرائی است ، مستلزم کناره گیری از خلق و بریدن از