سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١
و خلیفهای که شایسته است روی کار بیاید ، آن خلیفه که مقام صلاحیت دار
است بعدها به جرائم عثمان رسیدگی کند و حکم لازم را صادر نماید .
لهذا علی نه فرمان به قتل عثمان داد و نه او را علیه انقلابیون تایید
کرد . تمام کوشش علی در این بود که بدون اینکه خونی ریخته شود خواستههای
مشروع انقلابیون انجام شود ، یا عثمان خود علیه روش گذشته خود انقلاب کند
و یا کنار رود و کار را به اهلش بسپارد . علی درباره دو طرف اینچنین
قضاوت کرد :
« استاثر فاساء الاثره و جزعتم فاساتم الجزع » [١] .
یعنی عثمان روش مستبدانه پیش گرفت همه چیز را به خود و خویشاوندان
خود اختصاص داد و به نحو بدی این کار را پیشه کرد و شما انقلابیون نیز
بیتابی کردید و بد بیتابی کردید .
آنگاه که به عنوان میانجی خواستههای انقلابیون را برای عثمان مطرح کرد ،
نگرانی خود را از اینکه عثمان در مسند خلافت کشته شود و باب فتنهای
بزرگ برای مسلمین باز شود به خود عثمان اعلام کرد . فرمود :
« و انی انشدک الله الا تکون امام هذه الامه المقتول ، فانه کان یقال :
یقتل فی هذه الامه امام یفتح علیها القتل و القتال الی یوم القیامه ، و
یلبس امورها علیها ، و یبث الفتن فیها ، فلا یبصرون الحق من الباطل ،
یموجون فیها موجا ، و یمرجون فیها مرجا » [٢] .
من تو را به خدا سوگند میدهم که کاری نکنی که پیشوای مقتول این امت
بشوی زیرا
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٣٠ [٢] نهج البلاغه خطبه . ١٦٢