سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣
شود ، باید علل اجتماعی که آنها را به وجود آورده است از بین برد و
سازمان اجتماع را طوری تنظیم کرد که سلطه و اقتدار سکههای کوچک این فلز
زرد و درخشان بر بشر محو و نابود گردد . در چنین سازمانی دیگر حکومت
اشیاء بر بشر وجود نخواهد داشت ، بلکه بر عکس بشر منطقا و بر طبق نقشه
معین بر اشیاء حکومت خواهد کرد و احترام و گرامی داشتن " شخصیت بشر "
جایگزین پرستش پول خواهد بود " [١] .
ما با نظر نویسنده مبنی بر اینکه حکومت اشیاء بر بشر و مخصوصا حکومت
پول بر بشر بر خلاف شؤون و حیثیت و شرافت بشری است و در دنائت و پستی
نظیر بت پرستی است موافقیم ، ولی با راه چاره انحصاری او موافق نیستیم
.
اینکه از نظر اجتماعی و اقتصادی باید اصل مالکیت اشتراکی جای او را
بگیرد یا نه ؟ مورد بحث ما نیست ، ولی پیشنهاد اینراه از جنبه اخلاقی
درست مثل اینست که برای آنکه روح امانت را به اجتماع باز گردانیم
موضوع امانت را معدوم سازیم .
بشر آنگاه شخصیت خود را باز مییابد که شخصا گریبان خویشرا از تسلط پول
خلاص کند و خود را از اختیار پول خارج سازد و پول را در اختیار خود قرار
دهد ، شخصیت واقعی آنجا است که امکان
[١] اصول اقتصاد نوشین ، فصل " شکل ارزش پول " .