سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
فرمایشی ببیند . از طرف بپرسد این شیء را چگونه ببینیم ؟ بزرگ یا کوچک
؟ سفید یا سیاه یا آبی ؟ زیبا یا زشت ؟ تعبدی فکر کردن جز فکر نکردن و
بدون فکر پذیرفتن معنی دیگر ندارد .
خلاصه اینکه سخن در این نیست که آیا بشر قادر است پا از تعلیمات
اولیاء وحی فراتر بگذارد یا نه ؟ معاذ الله فراتری وجود ندارد ، آنچه
بوسیله وحی و خاندان وحی رسیده است آخرین حد صعود و کمال معارف الهی
است ، سخن در استعداد عقل و اندیشه بشری است که میتواند با ارائه اصول
و مبادی این مسائل ، سیر علمی و عقلی بکند یا نه ؟ [١] .
اما مساله دعوت قرآن به تحقیق و مطالعه در طبیعت و وسیله بودن طبیعت
برای شناختن خدا و ماوراء طبیعت .
در اینکه توجه دادن فکر بشر به طبیعت و پدیدههای خلقت به عنوان آیات
معرفت الهی یکی از اصول اساسی تعلیمات قرآن است و قرآن اصرار و ابرام
فوق العاده دارد که مردم ، زمین و آسمان و گیاه و حیوان و انسان را کاوش
کنند و مورد جستجوی علمی قرار دهند جای سخن نیست ، و در اینکه مسلمین در
این راه آنطور که شایسته بود گام برنداشتند باز جای شک نیست . شاید
علت اصلی این کندی همان فلسفه یونان بود که قیاسی و تعقلی محض بود و
حتی در طبیعیات هم از این روش
[١] رجوع شود به مقدمه جلد پنجم اصول فلسفه و روش رئالیسم .