سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧
مردم و سلب هر گونه مسؤولیت و تعهد از خود است . اما زهد اسلامی در عین اینکه مستلزم انتخاب زندگی ساده و بی تکلف است و بر اساس پرهیز از تنعم و تجمل و لذت گرائی است ، در متن زندگی و در بطن روابط اجتماعی قرار دارد و عین جامعه گرائی است ، برای خوب از عهده مسئولیتها بر آمدن است و از مسؤولیتها و تعهدهای اجتماعی سرچشمه میگیرد . فلسفه زهد در اسلام آن چیزی نیست که رهبانیت را به وجود آورده است ، در اسلام مساله جدا بودن حساب این جهان با آن جهان مطرح نیست . از نظر اسلام نه خود آن جهان و این جهان از یکدیگر جدا و بیگانه هستند و نه کار این جهان با کار آن جهان بیگانه است ، ارتباط دو جهان با یکدیگر از قبیل ارتباط ظاهر و باطن شیء واحد است ، از قبیل ارتباط ظاهر و باطن شیء واحد است ، از قبیل پیوستگی دو رویه یک پارچه است ، از قبیل پیوند روح و بدن است که چیزی است حد وسط میان یگانگی و دوگانگی . کار این جهان با کار آن جهان نیز عینا همین طور است ، بیشتر جنبه اختلاف کیفی دارد تا اختلاف ذاتی ، یعنی آنچه برضد مصلحت آن جهان است بر ضد مصلحت این جهان نیز هست ، و هر چه بر وفق مصالح عالیه زندگی این جهان است بر وفق مصالح عالیه آن جهان نیز هست . لهذا یک کار معین که بر وفق مصالح عالیه این جهان است اگر از انگیزههای عالی و دیدهای مافوق طبیعی و هدفهای ماوراء مادی خالی باشد آن کار صرفا دنیائی