سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨١
را دارند ، اما قدرتش را ندارند . گروه دوم هم آرزویش را دارند و هم همت و قدرتش را ، دامن به کمر زده ، پول و ثروت گرد میآرند ، یا قدرت و حکومت به چنگ میآورند ، و یا مقاماتی را اشغال میکنند و از هیچ فسادی کوتاهی نمیکنند . گروه سوم گرگانی هستند که در لباس گوسفند ، جو فروشانی هستند گندم نما ، اهل دنیا ، اما در سیمای اهل آخرت ، سرها را به علامت قدس فرو میافکنند ، گامها را کوتاه بر میدارند ، جامه را بالا میزنند ، در میان مردم آنچنان ظاهر میشوند که اعتمادها را به خود جلب کنند و مرجع امانات مردم قرار گیرند . گروه چهارم در حسرت آقائی و ریاست به سر میبرند و در آتش این آرزو میسوزند اما حقارت نفس ، آنان را خانه نشین کرده است و برای اینکه پرده روی این حقارت بکشند ، به لباس اهل زهد در میآیند . علی ( ع ) این چهار گروه را علی رغم اختلافاتیکه از نظر برخورداری و محرومیت ، و از نظر روش و سبک ، و از نظر روحیه دارند جمعا یک گروه میداند : اهل دنیا ، چرا ؟ برای اینکه همه آنها در یک خصیصه مشترکند : و آن اینکه همه آنها مرغانی هستند که به نحوی ، مادیات دنیا آنها را شکار کرده و از رفتار و پرواز انداخته است ، انسانهائی هستند اسیر و برده . در پایان خطبه به توصیف گروه مقابل ( اهل -