سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩
خصوصا اینکه او در زمان خلافت خود یک نوبت از مردم خواست که قرار بیعت را اقاله کنند و او را از نظر تعهدی که از این جهت بر عهدهاش آمده آزاد گذارند ، کسی که در شایستگی خود برای این کار تردید میکند و از مردم تقاضا مینماید استعفایش را بپذیرند چگونه است که خلیفه پس از خود را تعیین میکند . " « فیا عجبا بینا هو یستقیلها فی حیاته اذ عقدها لاخر بعد وفاته » ". شگفتا که ابوبکر از مردم میخواهد که در زمان حیاتش او را از تصدی خلافت معاف بدارند و در همان حال زمینه را برای دیگری بعد از وفات خویش آماده میسازد . پس از بیان جمله بالا ، علی ( ع ) شدیدترین تعبیراتش را درباره دو خلیفه که ضمنا نشان دهنده ریشه پیوند آنها با یک دیگر است بکار میبرد میگوید : " « لشد ما تشطرا ضرعیها » " . با هم ، به قوت و شدت ، پستان خلافت را دوشیدند . ابن ابی الحدید درباره استقاله ( استعفاء ) ابوبکر میگوید جملهای به دو