سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٥
و رشته تسلط دنیا را به گردن خود بیندازد طبعا آخرت را و آنچه مربوط به
آخرت است دشمن میدارد . دنیا و آخرت به منزله مشرق و مغربند که نزدیکی
به هر یک از اینها عین دوری از دیگری است این دو در حکم دو هو و
میباشند [١] .
علی علیه السلام در یکی از نامههایش مینویسد : [٢]
" « و ایم الله یمینا استثنی فیها بمشیه الله لاروضن نفسی ریاضه تهش
معها الی القرص اذا قدرت علیه مطعوما و تقنع بالملح مادوما و لادعن
مقلتی کعین ماء نضب معینها مستفرغه دموعها ا تمتلی السائمه من رعیها
فتبرک . . . و یاکل علی من زاده فیهجع ؟ ! قرت اذا عینه ، اذا اقتدی
بعد السنین المتطاوله بالبهیمه الهامله و السائمه المرعیه » " .
" سوگند یاد میکنم به ذات خدا که به خواست خدا نفس خویش را چنان
ورزیده سازم و گرسنگی بدهم که به قرص نانی و اندکی نمک قناعت بورزد و
آنرا مغتنم بشمارد همانا آنقدر ( در خلوتهای شب ) بگریم که آب چشمه
چشمم خشک شود ، شگفتا آیا این درست است که شتران در چراگاهها شکم
خویش را انباشته کنند و در خوابگاه خویش را انباشته کنند و در خوابگاه
خویش بخسبند ، و گوسفندان در صحراها خود را سیر کنند و در جایگاه خویش
آرام گیرند ، علی نیز شکم خویش را سیر کند و در بستر خود استراحت کند ؟
چشم علی روشن ! پس از سالیان دراز به چهار پایان اقتدا کرده است "
آنگاه میفرماید :
[١] نهج البلاغه ، حکمت . ١٠٣ [٢] نهج البلاغه ، نامه . ٤٥