سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩
در دنباله همان جملهها چنین آمده است : " « اللهم انی استعدیک علی قریش و من اعانهم فانهم قطعوا رحمی و صغروا عظیم منزلتی و اجمعوا علی منازعتی امرا هو لی » " . خدایا از ظلم قریش ، و همدستان آنها به تو شکایت میکنم ، اینها با من قطع رحم کردند و مقام و منزلت بزرگ مرا تحقیر نمودند ، اتفاق کردند که در مورد امری که حق خاص من بود ، بر ضد من قیام کنند . ابن ابی الحدید در ذیل جملههای بالا میگوید : کلماتی مانند جملههای بالا از علی مبنی بر شکایت از دیگران و اینکه حق مسلم او به ظلم گرفته شده به حد تواتر نقل شده و مؤید نظر امامیه است که میگویند علی بانص مسلم تعیین شده و هیچکس حق نداشت به هیچ عنوان بر مسند خلافت قرار گیرد ، ولی نظر به اینکه حمل این کلمات بر آنچه که از ظاهر آنها استفاده میشود مستلزم تفسیق یا تکفیر دیگران است ، لازم است ظاهر آنها را تاویل کنیم ، این کلمات مانند آیات متشابه قرآن است که نمیتوان ظاهر آنها را گرفت . ابن ابی الحدید خود ، طرفدار افضلیت و اصلحیت علی ( ع ) است ، جملههای نهج البلاغه تا آنجا که مفهوم احقیت مولی را میرساند از نظر ابن ابی الحدید نیازی به توجیه ندارد ولی جملههای بالا از آن جهت از نظر