سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧
صلاحیت و شایستگی اشاره شده است . این تصور صحیح نیست ، زیرا اولا در خطبه ٢ نهج البلاغه که در فصل پیش نقل کردیم ، صریحا درباره اهل بیت میفرماید : « و فیهم الوصیه و الوراثه » یعنی وصیت رسول خدا ( ص ) و همچنین وراثت رسول خدا ( ص ) در میان آنها است . ثانیا در موارد زیادی علی ( ع ) از حق خویش چنان سخن میگوید که جز با مساله تنصیص و مشخص شدن حق خلافت برای او بوسیله پیغمبر اکرم ( ص ) قابل توجیه نیست . در این موارد سخن علی این نیست که چرا مرا با همه جامعیت شرائط کنار گذاشتند و دیگران را برگزیدند ، سخنش اینستکه حق قطعی و مسلم مرا از من ربودند . بدیهی است که تنها با نص و تعیین قبلی از طریق رسول اکرم ( ص ) است که میتوان از حق مسلم و قطعی دم زد ، صلاحیت و شایستگی حق بالقوه ایجاد میکند نه حق بالفعل ، و در مورد حق بالقوه سخن از ربوده شدن حق مسلم و قطعی صحیح نیست . اکنون مواردی را ذکر میکنیم که علی ( ع ) خلافت را حق خود میداند . از آنجمله در خطبه ٦ که در اوایل دوره خلافت هنگامی که از طغیان عایشه و طلحه و زبیر آگاه شد و تصمیم به سرکوبی آنها گرفت انشاء شده است ، پس از بحثی درباره وضع روز میفرماید : " « فو الله ما زلت مدفوعا عن حقی مستاثرا علی منذ قبض الله نبیه ( ص ) حتی یوم الناس هذا » " . به خدا سوگند از روزی که خدا جان پیامبر