سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨
خویش را تحویل گرفت تا امروز همواره حق مسلم من از من سلب شده است . در خطبه ١٧٠ که واقعا خطبه نیست و بهتر بود سید رضی اعلی الله مقامه آنرا در کلمات قصار میآورد ، جریانی را نقل میفرماید و آن اینکه : " شخصی در حضور جمعی به من گفت : پسر ابوطالب ! تو بر امر خلافت حریصی ، من گفتم : " « بل انتم و الله احرص و ابعد و انا اخص و اقرب ، و انما طلبت حقا لی و انتم تحولون بینی و بینه و تضربون وجهی دونه ، فلما قرعته بالحجه فی الملاء الحاضرین هب لا یدری ما یجیبنی به » " . بلکه شما حریصتر و از پیغمبر دورترید و من از نظر روحی و جسمی نزدیکترم ، من حق خود را طلب کردم و شما میخواهید میان من و حق خاص من حائل و مانع شوید و مرا از آن منصرف سازید . آیا آنکه به حق خویش را میخواهد حریصتر است یا آنکه به حق دیگران چشم دوخته است ؟ همینکه او را با نیروی استدلال کوبیدم به خود آمد و نمیدانست در جواب من چه بگوید . معلوم نیست اعتراض کننده چه کسی بوده ؟ و این اعتراض در چه وقت بوده است ؟ ابن ابی الحدید میگوید : اعتراض کننده سعد وقاص بوده آنهم در روز شورا ، سپس میگوید ولی امامیه معتقدند که اعتراض کننده ابوعبیده جراح بوده در روز سقیفه .