سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨
او و اینکه شانی او را از شان دیگر شاغل نمیشود ، کلام او عین فعلش است . حدود توانائی عقول برادراک او و اینکه معرفت حق از نوع تجلی او بر عقول است ، نه از نوع احاطه اذهان بر یک معنی و مفهوم دیگر ، سلب جسمیت و حرکت و سکون و تغییر و مکان و زمان و مثل و ضد و شریک و شبیه و استخدام آلت و محدودیت و معدودیت از او ، و یک سلسله مسائل دیگر که به حول و قوه الهی برای هر یک از اینها نمونهای ذکر خواهیم کرد . اینها مباحثی است که در این کتاب شگفت مطرح است و یک فیلسوف وارد در عقائد و افکار فلاسفه قدیم و جدید را سخت غرق در اعجاب میکند . بحث تفصیلی درباره همه مسائلی که در نهج البلاغه در این زمینه آمده است ، خود یک کتاب مفصل میشود و با یک مقاله و دو مقاله ، توضیح داده نمیشود ، ناچار به اجمال باید بگذریم ولی برای اینکه بتوانیم نگاهی اجمالی به این بخش نهج البلاغه بکنیم ناچاریم مقدمتان به چند نکته اشاره کنیم :
اعتراف تلخ
ما شیعیان باید اعتراف کنیم که بیش از دیگران درباره کسی که افتخار نام پیروی او را داریم ظلم و لااقل کوتاهی کردهایم ، اساسا کوتاهیهای ما ظلم است . ما نخواسته و یا نتوانستهایم علی را بشناسیم ، بیشتر مساعی ما درباره تنصیصات رسول اکرم ( ص ) درباره علی علیه السلام و سب و شتم کسانی است که این نصوص را