سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧
دو کار بنا به مصلحت یکی را انتخاب کرد که شاقتر و فرسایندهتر بود ،
برای او آسان بود که قیام کند و حداکثر آن بود که بواسطه نداشتن یار و
یاور خودش و فرزندانش شهید شوند ، شهادت آرزوی علی بود و اتفاقا در
همین شرایط است که جمله معروف را ضمن دیگر سخنان خود به ابوسفیان فرمود
:
" « و الله لابن ابیطالب آنس بالموت من الطفل بثدی امه » " [١] .
به خدا سوگند که پسر ابوطالب مرگ را بیش از طفل پستان مادر را دوست
میدارد ، علی با این بیان به ابوسفیان و دیگران فهماند که سکوت من از
ترس مرگ نیست ، از آن است که قیام و شهادت در این شرایط بر زیان
اسلام است نه به نفع آن .
علی خود تصریح میکند که سکوت من حساب شده بود ، من از دو راه آنرا که
به مصلحت نزدیکتر بود انتخاب کردم : " « و طفقت ارتای بین ان اصول
بید جذاء او اصبر علی طخیه عمیاء ، یهرم فیها الکبیر و یشیب فیها الصغیر
و یکدح فیها مؤمن حتی یلقی ربه ، فرایت ان الصبر علی هاتی احجی فصبرت و
فی العین قذی و فی الحلق شجی » " [٢] .
در اندیشه فرو رفتم که در میان دو راه کدام را برگزینم ؟ آیا با کوته
دستی قیام کنم یا بر تاریکیی کور صبر کنم ، تاریکیی که بزرگسال در آن
فرتوت میشود و تازه سال پیر میگردد و مؤمن در تلاشی سخت تا آخرین نفس
واقع میشود ، دیدم صبر بر همین حالت طاقتفرسا عاقلانه تر است پس صبر
کردم در حالیکه خاری
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٥ [٢] نهج البلاغه ، خطبه . ٣