سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٤
فقط نیست همچنانکه تنها یک " آری " نیست ، ترکیبی است از " نه " و " آری " . اگر کمال انسانی و تکامل شخصیت انسانی ایجاب میکند که انسان از هر قیدی و هر اطاعتی و هر تسلیمی و هر بردگی رها و آزاد باشد و در مقابل همه چیز " عصیان " بورزد و استقلال داشته باشد و هر " آری " را نفی کند و برای اینکه آزادی مطلق به دست آورد " نه " محض باشد ( آنچنانکه اگزیستانسیالیسم میگوید ) چه فرق میکند که آن چیز خدا باشد یا غیر خدا ؟ و اگر بنا است انسان اسارتی و اطاعتی و قیدی و تسلیمی بپذیرد و در یک نقطه توقف کند ، باز هم چه فرق میکند که آن چیز خدا باشد یا غیر خدا ؟ یا اینکه فرق است میان ایده آل قرار گرفتن خدا و غیر خدا ، خدا تنها وجودی است که بندگی او عین آزادی است و در او گم شدن عین به خود آمدن و شخصیت واقعی خویش را باز یافتن است اگر چنین است مبنا و ریشه و بنیادش چیست ؟ و چگونه میتوان آنرا توجیه کرد ؟ به عقیده ما در اینجا ما به یکی از درخشانترین و مترقیترین معارف انسانی و اسلامی میرسیم . اینجا یکی از جاهایی است که علو و عظمت منطق اسلام از یک طرف و حقارت و کوچکی منطقهای دیگر از طرف دیگر نمودار میگردد . در فصول آینده پاسخ این پرسش را خواهیم یافت .