سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩
او هستی . کدامیک از من و تو بیشتر با او دشمنی کردیم و راههایی را که
به قتل او منتهی میشد بیشتر نشان دادیم ؟ آنکس که بیدریغ در صدد یاری او
بر آمد اما عثمان به موجب یک سوء ظن بیجا خود طالب سکوت او شد و
کنارهگیری او را خواست یا آنکس که عثمان از او یاری خواست و او به دفع
الوقت گذراند و موجبات مرگ او را برانگیخت تا مرگش فرا رسید ؟ البته
من هرگز از اینکه خیر خواهانه در بسیاری از بدعتها و انحرافات بر عثمان
انتقاد میکردم پوزش نمیخواهم و پشیمان نیستم . اگر گناه من این بوده
است که او را ارشاد و هدایت کردهام آنرا میپذیرم ، چه بسیارند افراد
بیگناهی که مورد ملامت واقع میشوند ، آری گاهی ناصح و خیرخواه نتیجهای که
از کار خود میگیرد بدگمانی طرف است . من جز اصلاح تا حدی که در قدرت
دارم قصدی ندارم جز از خدا توفیقی نمیخواهم و بر او توکل میکنم .
در یک نامه دیگر خطاب به معاویه چنین مینویسد :
« فاما اکثارک الحجاج فی عثمان و قتلته فانک انما نصرت عثمان حیث
کان النصر لک ، و خذلته حیث کان النصر له » [١] .
اما اینکه تو فراوان مساله عثمان و
[١] نهج البلاغه ، نامه . ٣٧