سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨
میان " کم برداشت کردن " از یک طرف و " زیاد بازدهی دادن " از طرف دیگر موجود است ، بازدهیهای انسانی انسان و تجلیات شخصیت انسانی انسان چه در قسمت عاطفه و اخلاق ، و چه در قسمت تعاونها و همکاریهای اجتماعی ، و چه از نظر شرافت و حیثیت انسانی ، و چه از نظر عروج و صعود به عالم بالا همه و همه رابطه معکوس دارند با برداشتها و برخورداریهای مادی . انسان این ویژگی را دارد که برداشت و برخورداری زیاد از ماده و طبیعت و تنعم و اسراف در لذات ، او را در آنچه هنر و کمال انسانی نامیده میشود ضعیفتر و زبونتر و بیبارتر و عقیم تر میسازد ، و برعکس پرهیز از برداشت و برخورداری البته در حدود معینی گوهر او را صفا و جلا میبخشد ، فکر و اراده دو نیروی عالی انسانی را نیرومندتر میکند . این حیوان است که برداشت و برخورداری بیشتر او را در کمال حیوانی به جلو میبرد ، در حیوان نیز آنچه به منزله " هنر " نامیده میشود اینطور نیست ، یعنی یک حیوان برای اینکه چاقتر بشود و گوشتش بهتر مورد استفاده قرار بگیرد ، و یا برای اینکه شیر و پشم بیشتری بدهد باید هر چه بیشتر تیمار شود ، اما یک اسب مسابقه چنین نیست ، اسب سر طویله محال است که از عهده مسابقه بیرون آید ، اسبی میباید که روزها بلکه ماهها تمرین کم خوراکی دیده باشد و لاغر میان