سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢
بهزیستی در حد اعلا را ، شایسته این که کمال مطلوب انسان قرار گیرد
نمیداند ، زیرا اولا در جهان بینی اسلامی جهان ابدی و جاویدان ، در دنبال
این جهان میآید که سعادت و شقاوتش محصول کارهای نیک و بد او در این
جهان است و ثانیا مقام انسان و ارزشهای عالی انسان برتر و بالاتر از
اینست که خویشتن را " بسته " و اسیر ، و " برده " مادیات این جهان
نماید .
اینست که علی ( ع ) مکرر به این مطلب اشاره میکند که دنیا خوب جائی
است اما برای کسی که بداند این جا قرارگاه دائمی نیست ، گذرگاه و
منزلگاه او است :
" « و لنعم دار ما لم یرض بها دارا » " [١] .
خوب خانهای است دنیا ، اما برای کسی که آن را خانه خود ( قرارگاه خود
) نداند .
" « الدنیا دار مجاز لا دار قرار ، فخذوا من ممرکم لمقرکم » " [٢] .
دنیا خانه بین راه است نه خانه اصلی و قرارگاه دائمی .
از نظر مکتبهای انسانی جای هیچگونه شک و تردید نیست که هر چیزی که
انسان را به خود ببندد و در خود محو نماید بر ضد شخصیت انسانی است زیرا
او را راکد و منجمد میکند ، سیر تکامل انسان لایتناهی است و هر گونه
توقفی و رکودی و " بستگیی " بر ضد آن است . ما هم در این جهت بحثی
نداریم یعنی این مطلب را به صورت کلی میپذیریم سخن در دو مطلب دیگر
است :
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٢٢١ [٢] نهج البلاغه ، خطبه . ٢٠١