سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠
از نظر روانشناسی مذهبی ، یکی از موجبات عقبگرد مذهبی ، اینست که اولیاء مذهب میان مذهب و یک نیاز طبیعی ، تضاد برقرار کنند ، مخصوصا هنگامی که آن نیاز در سطح افکار عمومی ظاهر شود . درست در مرحلهای که استبدادها و اختناقها در اروپا به اوج خود رسیده بود و مردم تشنه این اندیشه بودند که حق حاکمیت از آن مردم است ، کلیسا یا طرفداران کلیسا و یا با اتکاء به افکار کلیسا ، این فکر عرضه شد که مردم در زمینه حکومت ، فقط تکلیف و وظیفه دارند نه حق ، همین کافی بود که تشنگان آزادی و دموکراسی و حکومت را بر ضد کلیسا ، بلکه بر ضد دین و خدا به طور کلی برانگیزد . این طرز تفکر ، هم در غرب و هم در شرق ، ریشهای بسیار قدیمی دارد . ژان ژاک روسو در قرارداد اجتماعی مینویسد : " فیلون ( حکیم یونانی اسکندرانی در قرن اول میلادی ) نقل میکند که کالیگولا ( امپراطور خونخوار رم ) میگفته است همان قسمی که چوپان طبیعه بر گلههای خود برتری دارد قائدین قوم جنسا بر مرئوسین خویش تفوق دارند و از استدلال خود نتیجه میگرفته است که آنها نظیر خدایان ، و رعایا نظیر چارپایان میباشند " . در قرون جدید این فکر قدیمی تجدید شد و چون