سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٩
" « الناس فی الدنیا عاملان : عامل فی الدنیا قد شغلته دنیاه عن آخرته ، یخشی علی من یخلفه و یامنه علی نفسه فیفنی عمره فی منفعه غیره . و عامل عمل فی الدنیا لما بعدها فجائه الذی له من الدنیا بغیر عمل ، فاحرز الحظین معا و ملک الدارین جمیعا فاصبح وجیها عند الله لا یسئل الله حاجه فیمنعه » . . . " . مردم در دنیا از نظر عمل و هدف دو گونهاند : یکی تنها برای دنیا کار میکند و هدفی ماوراء امور مادی ندارد . سرگرمی به امور مادی و دنیوی او را از توجه به آخرت بازداشته است ، چون غیر از دنیا چیزی نمیفهمد و نمیشناسد ، همواره نگران آینده بازماندگان است که چگونه وضع آنان را برای بعد از خودش تامین کند ، اما هرگز نگران روزهای سختی که خود در پیش دارد نیست ، لهذا عمرش در منفعت بازماندگانش فانی میگردد . یک نفر دیگر ، آخرت را هدف قرار میدهد و تمام کارهایش برای آن هدف است اما دنیا خود به خود و بدون آنکه کاری برای آن و به خاطر آن صورت گرفته باشد به او رو میآورد ، نتیجه اینست که بهره دنیا و آخرت را تواما احراز میکند و مالک هر دو خانه میگردد ، چنین کسی صبح میکند در حالی که آبرومند نزد پروردگار است و هر چه از خدا بخواهد به او اعطا میکند .