سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠
به خدا سوگند اگر بیم وقوع تفرقه میان مسلمین و بازگشت کفر و تباهی دین نبود رفتار ما با آنان طور دیگر بود . آنگاه سخن را درباره طلحه و زبیر ادامه داد و فرمود این دو نفر با من بیعت کردند ولی بعد بیعت خویش را نقض کردند ، عایشه را برداشته با خود به بصره بردند تا جماعت شما مسلمین را متفرق سازند . ایضا از کلبی نقل میکند : علی قبل از آنکه به سوی بصره برود در یک خطبه فرمود : قریش پس از رسول خدا حق ما را از ما گرفت و به خود اختصاص داد . « فرایت ان الصبر علی ذلک افضل من تفریق کلمه المسلمین و سفک دمائهم و الناس حدیثوا عهد بالاسلام و الدین یمخض مخض الوطب یفسده ادنی وهن و یعکسه اقل خلق » . دیدم صبر از تفرق کلمه مسلمین و ریختن خونشان بهتر است ، مردم تازه مسلمانند و دین مانند مشکی که تکان داده میشود کوچکترین سستی آنرا تباه میکند و کوچکترین فردی آنرا وارونه مینماید . آنگاه فرمود چه میشود طلحه و زبیر را ؟ خوب بود سالی و لااقل چند ماهی صبر میکردند و حکومت مرا میدیدند آنگاه تصمیم میگرفتند ، اما آنان طاقت نیاوردند و علیه