سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
تا معلوم شود کدامیک گوی سبقت ربودهاند . آنگاه فرمود : اگر ناچار باید اظهار نظری کرد باید گفت آن پادشاه تبه کار ( یعنی امرؤالقیس ) بر دیگران مقدم است . ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ذیل جمله بالا داستانی با سند نقل میکند ، میگوید : علی علیه السلام در ماه رمضان هر شب مردم را به شام دعوت میکرد و به آنها گوشت میخورانید . اما خود از غذای آنها نمیخورد . پس از صرف شام برای آنها خطابه میخواند و موعظه میکرد ، یک شب حاضران در حالی که مشغول صرف غذا بودند درباره شاعران گذشته به بحث میپرداختند ، علی پس از صرف غذا سخن گفت و در ضمن فرمود : " ملاک کار شما دین است ، مایه حفظ و نگهداری شما تقوا است ، ادب زیور شما است و حلم حصار آبروی شما است " . آنگاه رو کرد به ابوالاسود دئلی که جزء حاضران بود و قبلا در بحث درباره شاعران شرکت کرده بود و گفت بگو ببینم عقیده تو درباره شاعرترین شاعران چیست ؟ ! ابوالاسود شعری از ابودؤاد ایادی خواند و گفت به عقیده من این شخص از همه شاعرتر است . علی فرمود اشتباه کردهای چنین نیست ، مردم که دیدند علی درباره موضوعی