سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١
آورده است و امانتی که خداوند به او سپرده است ادا کند ، هر گاه چنین
کند بر مردم است که فرمان او را بشنوند و اطاعتش را بپذیرند و دعوتش
را اجابت کنند .
چنانکه ملاحظه میشود ، قرآن کریم ، حاکم و سرپرست اجتماع را به عنوان
" امین " و " نگهبان " اجتماع میشناسد ، حکومت عادلانه را نوعی
امانت که به او سپرده شده است و باید ادا نماید تلقی میکند . برداشت
ائمه دین و بالخصوص شخص امیرالمؤمنین علی علیه السلام عینا همان چیزی
است که از قرآن کریم استنباط میشود .
اکنون که با منطق قرآن در این زمینه آشنا شدیم به ذکر نمونههای دیگری
از نهج البلاغه بپردازیم ، بیشتر باید به سراغ نامههای علی ( ع ) به
فرماندارانش برویم ، مخصوصا آنها که جنبه بخشنامه دارد ، در این نامهها
است که شان حکمران و وظائف او در برابر مردم و حقوق واقعی آنان منعکس
شده است .
در نامهای که به عامل آذربایجان مینویسد چنین میفرماید :
" « و ان عملک لیس لک بطعمه و لکنه فی عنقک امانه و انت مسترعی
لمن فوقک لیس لک ان تفتات فی رعیته » " . . . [١] .
مبادا بپنداری که حکومتی که به تو سپرده شده است یک شکار است که به
چنگت افتاده است ، خیر ، امانتی برگردنت گذاشته شده است و ما فوق تو
از تو رعایت و نگهبانی و
[١] نهج البلاغه بخش نامهها ، نامه ٥