سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤
موجب اینست که دل و ضمیر خود را به کار گرفته و پروردگار خویش را
خوشنود ساخته است .
در این جملهها چنانکه میبینیم سخن از زندگی دیگری است که زندگی عقل
خوانده شده است ، سخن از مجاهده و میراندن نفس اماره است ، سخن از
ریاضت بدن و روح است ، سخن از برقی است که بر اثر مجاهده در دل سالک
میجهد و دنیای او را روشن میکند ، سخن از منازل و مراحلی است که یک روح
مشتاق و سالک به ترتیب طی میکند تا به منزل مقصود که آخرین حد سیر و
صعود معنوی بشر است میرسد :
" « یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه »" [١] .
سخن از طمانینه و آرامشی است که نصیب قلب ناآرام و پراضطراب و پر
ظرفیت بشر در نهایت امر میگردد :
« الا بذکر الله تطمئن القلوب »[٢] .
در خطبه ٢٢٨ اهتمام این طبقه به زندگی دل چنین توصیف شده است :
" « یرون اهل الدنیا لیعظمون موت اجسادهم و هم اشد اعظاما لموت
قلوب احیائهم » " [٣] .
اهل دنیا مردن بدن خویش را بزرگ میشمارند اما آنها برای مردن دل
خودشان اهمیت قائل هستند و آن را بزرگتر میشمارند .
[١] سوره انشقاق آیه . ٨٤ [٢] سوره رعد آیه . ١٣ [٣] خطبه . ٢٢٨