سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١
به علاوه ، روایاتی که در این زمینه از علی علیه السلام رسیده است و فقط برخی از آنها در نهج البلاغه جمع شده است روایاتی مسند است و به زمان خود آن حضرت متصل میشود ، بنابراین چه جای تردید است ؟ و اگر شباهتی میان کلمات علی علیه السلام و برخی سخنان معتزله مشاهده شود احتمالی که باید داده شود اینست که معتزله از آن حضرت اقتباس کردهاند . متکلمین اسلامی عموما - اعم از شیعی و سنی ، اشعری یا معتزلی - محور بحثهای خود را " حسن و قبح عقلی " قرار دادهاند . این اصل که جز یک اصل عملی اجتماعی بشری نیست از نظر متکلمین در عالم الوهیت نیز جاری است و بر سنن تکوین هم حکومت میکند . ولی ما در سراسر نهج البلاغه کوچکترین اشاره و استنادی به این اصل نمیبینیم ، همچنانکه در قرآن نیز اشارهای بدان نیست ، و اگر افکار و عقاید متکلمین در نهج البلاغه راه یافته بود در درجه اول میبایست پای این اصل باز شده باشد .
نهج البلاغه و اندیشههای فلسفی
برخی دیگر که به کلماتی در نهج البلاغه از قبیل وجود و عدم و حدوث و قدم و مانند اینها برخوردهاند فرضیه دیگری پیش آورده احتمال دادهاند که این کلمات و اصطلاحات پس از آنکه فلسفه یونانی وارد دنیای اسلام شده به عمد و یا سهو در ردیف کلمات علی علیه -