سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤
قرآن مجید است و فعلا ما در مقام استناد به قرآن مجید نیستیم . خداوند
اول است نه اولیت زمانی تا با آخریت او مغایر باشد ، و ظاهر است نه
بمعنی اینکه محسوس به حواس است تا با باطن بودن او دو معنی و دو جهت
مختلف باشد اولیت او عین آخریت ، و ظاهریت او عین باطنیت او است .
« الحمد الله الذی لم یسبق له حال حالا فیکون اولا قبل ان یکون آخرا و
یکون ظاهرا قبل ان یکون باطنا . . . و کل ظاهر غیره غیر باطن و کل باطن
غیره غیر ظاهر » [١] .
سپاس خدایرا که هیچ حال و صفتی از او بر حال و صفتی دیگر تقدم ندارد
تا اولیت او مقدم بر آخریتش ، و ظاهریت او مقدم بر باطنیتش بوده باشد
. . هر پیدائی جز او فقط پیداست و دیگر پنهان نیست و هر پنهانی جز او
فقط پنهان است و دیگر پیدا نیست او است که در عین اینکه پیدا است
پنهان است و در عین اینکه پنهان است پیدا است .
« لا تصحبه الاوقات و لا ترفده الادوات ، سبق الاوقات کونه و العدم وجوده
و الابتداء ازله » [٢] .
زمانها او را همراهی نمیکنند ( در مرتبه ذات او زمان وجود ندارد ) و
اسباب و ابزارها او را کمک نمیکنند . هستی او بر زمانها ، و وجود او بر
نیستی ، و ازلیت او بر هر
[١] خطبه . ٦٣ [٢] خطبه . ١٨٤