سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥
قرآن این مسائل را برای چه منظوری طرح کرده است ؟ آیا برای این بوده است که مسائلی نفهمیدنی و درک نشدنی که به قول " ندوی " اصول و مبادیش در اختیار بشر نیست بر بشر عرضه بدارد و از مردم بخواهد تعبدا بدون اینکه آنها را درک کنند بپذیرند ، و یا واقعا میخواسته است که مردم خدا را با این شؤون و صفات بشناسند ؟ اگر خواسته است خداوند با این صفات شناخته شود از چه راه است ؟ چگونه ممکن است مطالعه در طبیعت ما را با این معارف آشنا نماید ، مطالعه در مخلوقات بر ما روشن میکند که خداوند علیم است یعنی چیزی که ساخته است از روی علم و دانائی بوده است ولی آنچه قرآن از ما میخواهد تنها این نیست که او آنچه را آفریده است از روی علم و دانائی بوده است بلکه اینست که : « انه بکل شیء علیم ٠ لا یغزب عن علمه مثقال ذره ٠ قل لو کان البحر مدادا لکلمات ربی » . یعنی علم خداوند نامتناهی است ، قدرتش نامتناهی است ، چگونه و از کجا میتوان از مشاهده عینی و حسی مخلوقات به نامتناهی بودن علم و قدرت پروردگار پی برد .
لوح محفوظ ، لوح محو و اثبات ، جبر و اختیار ، وحی و اشراق و غیره که هیچکدام از آنها از طریق مطالعه حسی مخلوقات قابل تحقیق نیست . قرآن این مسائل را قطعا به عنوان یک سلسله درسها القا کرده است و از طرفی تدبر در این درسها را با