سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢
سخن احمد امین یاوهای بیش نیست ، این تمایل را ائمه شیعه به وجود آوردند ، آنها بودند که در احتجاجات خود ، در خطابههای خود ، در احادیث و روایات خود ، در دعاهای خود ، عالیترین و دقیقترین مسائل حکمت الهی را طرح کردند ، نهج البلاغه یک نمونه از آن است ، حتی از نظر احادیث نبوی ، ما در روایات شیعه روایات بلندی مییابیم که در روایات غیر شیعی از رسول اکرم روایت نشده است ، عقل شیعی اختصاص به فلسفه ندارد ، در کلام و فقه و اصول فقه نیز امتیاز خاص دارد و ریشه همه یک چیز است . برخی دیگر این تفاوت را مربوط به " ملت شیعه " دانستهاند و گفتهاند چون شیعیان ایرانی بودند و ایرانیان شیعه بودند و مردم ایران مردمی متفکر و نازک اندیش بودند با فکر و عقل نیرومند خود معارف شیعی را بالاتر بردند و به آن رنگ اسلامی دادند . برتراند راسل در جلد دوم کتاب " تاریخ فلسفه غرب " بر این اساس اظهار نظر میکند . راسل همچنانکه مقتضای طبیعت و یا عادت او است بی ادبانه این مطلب را ادا مینماید . البته او در ادعای خود معذور است زیرا او فلسفه اسلامی را اساسا نمیشناسد ، و کوچکترین آگاهی از آن ندارد تا چه رسد که بخواهد مبدا و منشا آنرا تشخیص دهد . ما به طرفداران این طرز فکر میگوئیم " اولا " نه همه شیعیان ایرانی بودند ، و نه همه ایرانیان شیعه