سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨
است که جز زهد و کناره گیری چیزی را نمیشناسد و کاری جز عبادت و ذکر ندارد ، گوشه خانه یا دامنه کوهی را برای انزوا اختیار کرده ، جز صدای خود چیزی نمیشنود و جز شخص خود کسی را نمیبیند و از اجتماع و هیاهوی آن بی خبر است . کسی باور نمیکند که سخنانی که در زهد و تنبه و موعظه تا این حد موج دارد و اوج گرفته است از آن کسی است که در میدان جنگ تا قلب لشکر فرو میرود ، شمشیرش در اهتزاز است و آماده ربودن سر دشمن است ، دلیران را به خاک میافکند و از دم تیغش خون میچکد ، و در همین حال این شخص زاهدترین زهاد و عابدترین عباد است " . سید رضی آنگاه میگوید : " من این مطلب را فراوان با دوستان در میان میگذارم و اعجاب آنها را بدین وسیله بر میانگیزم " . شیخ محمد عبده نیز تحت تاثیر همین جنبه نهج البلاغه قرار گرفته است ، تغییر پردهها در نهج البلاغه و سیر دادن خواننده ، به عوالم گوناگون بیش از هر چیز دیگر مورد توجه و اعجاب او قرار گرفته است چنانکه خود او در مقدمه شرح نهج البلاغه اظهار میدارد . قطع نظر از سخنان علی ، بطور کلی روح علی یک روح وسیع و همه جانبه و چند بعدی است ، و همواره به