سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٩
پس میرود و حقایق آشکار میشود در کار نیست ! ) و " رضایت داده " و
قناعت کردهاند به زندگی دنیا و بدان دل بسته و " آرام گرفتهاند " و
آنانکه از آیات و نشانههای ما غافلند .
در این آیه آنچه نفی شده و " نبایستنی " تلقی شده است ، " امید به
زندگی دیگر نداشتن " و به مادیات " رضایت دادن " و قانع شدن و "
آرام گرفتن " است .
٣ - « فاعرض عن من تولی عن ذکرنا و لم یرد الا الحیوه الدنیا ذلک
مبلغهم من العلم »[١] .
از آنان که از یاد ما روگردانده و " جز زندگی دنیا هدف و غایت و
مقصدی ندارند " روی برگردان ، اینست مقدار دانش آنها .
٤ - . . . . « و فرحوا بالحیوه الدنیا و ما الحیوه الدنیا فی الاخره الا
قلیل »[٢] . . . . آنان به زندگی دنیا " شادمان و دلخوش " شدهاند ، در صورتی که
زندگی دنیا در جنب آخرت جز اندک نیست .
٥ - « یعلمون ظاهرا من الحیوه الدنیا و هم عن الاخره هم غافلون »[٣] .
تنها به " ظواهر و نمودهائی " از زندگی دنیا آگاهی دارند و از آخرت
( جهان ماوراء نمودها و پدیدهها ) بیخبر و ناآگاهند .
[١] سوره النجم آیه . ٢٩ [٢] سوره الرعد آیه . ١٢ [٣] سوره روم آیه . ٣٠