سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧١
و نه انسان به غلط آمده است و نه علائق طبیعی و فطری انسان اموری نبایستنی است ، پس آنچه مذموم است و نبایستی است و مورد توجه قرآن و نهج البلاغه است چیست ؟ این جا باید مقدمهای ذکر کنیم : انسان خصیصهای دارد که ایده آل جو و کمال مطلوب خواه آفریده شده است ، در جستجوی چیزی است که پیوندش با او بیش از یک ارتباط معمولی باشد . به عبارت دیگر : انسان در سرشت خویش پرستنده و تقدیس کننده آفریده شده است و در جستجوی چیزی است که او را منتهای آرزوی خویش قرار دهد و " او " همه چیزش بشود . اینجا است که اگر انسان خوب رهبری نشود و خود از خود مراقبت نکند ، ارتباط و " علاقه " او به اشیاء به " تعلق " و " وابستگی " تغییر شکل میدهد ، " وسیله " به " هدف " استحاله میشود ، " رابطه " به صورت " بند " و " زنجیر " در میآید ، حرکت و تلاش و آزادی مبدل به توقف و رضایت و اسارت میگردد . اینست آن چیزی که نبایستنی است و برخلاف نظام تکاملی جهان است و از نوع نقص و نیستی است نه کمال و هستی ، و اینست آن چیزی که آفت انسان و بیماری خطرناک انسان است و اینست آن چیزی که قرآن و نهج البلاغه انسانرا نسبت به آن هشدار میدهند و اعلام خطر میکنند . بدون شک اسلام ، جهان مادی و زیست در آنرا ، ولو