سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٠
است . عایدات روزانه طلحه از املاکش در عراق هزار دینار بود . در سر طویله او هزار اسب بسته بود . پس از مردنش یک سی و دوم ثروتش هشتاد و چهار هزار دینار برآورد شد . مسعودی نظیر همین ثروتها را برای زید بن ثابت و یعلی بن امیه و بعضی دیگر مینویسد . بدیهی است که ثروتهای بدین کلانی از زمین نمیجوشد و از آسمان هم نمیریزد ، تا در کنار چنین ثروتهایی فقرهای موحشی نباشد چنین ثروتها فراهم نمیشود . اینست که علی ( ع ) در خطبه ١٢٧ پس از آنکه مردم را از دنیاپرستی تحذیر میدهد ، میفرماید : " « و قد اصبحتم فی زمن لا یزداد الخیر فیه الا ادبارا ، و لا الشر الا اقبالا و لا الشیطان فی هلاک الناس الا طمعا . فهذا اوان قویت عدته و عمت مکیدته و امکنت فریسته . اضرب بطرفک حیث شئت من الناس فهل تبصر الا فقیرا یکابد فقرا او غنیا بدل نعمه الله کفرا او بخیلا اتخذ البخل بحق الله دفرا او متمردا کان باذنه عن سمع المواعظ و قرا . این خیارکم و صلحاؤکم و این احرارکم و سمحاؤکم ؟ و این المتورعون فی مکاسبهم و المتنزهون فی مذاهبهم ؟ » " . همانا در زمانی هستید که خیر دائما واپس میرود ، و شر همی به پیش میآید ، و شیطان هر لحظه بیشتر به شما طمع میبندد . اکنون زمانی است که تجهیزات شیطان ( وسائل غرور شیطانی ) نیرو گرفته و فریب شیطان در همه جا گسترده شده و شکارش آماده است . نظر کن ، هر جا میخواهی از زندگی مردم را تماشا کن ، آیا جز این است