سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٦
" « طوبی لنفس ادت الی ربها فرضها و عرکت بجنبها بؤسها و هجرت فی اللیل غمضها حتی اذا غلب الکری علیها افترشت ارضها و توسدت کفها فی معشر اسهر عیونهم خوف معادهم و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم و همهمت بذکر ربهم شفاههم و تقشعت بطول استغفارهم ذنوبهم « اولئک حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون » " . خوشبخت و سعادتمند آنکه فرائض پروردگار خویش را انجام دهد ، رنجها را مانند سنگ آسیا دانه را ، خورد کند ، شب هنگام از خواب دوری گزیند ، آنگاه که سپاه خواب حمله میآورد ، زمین را فرش و دست خود را بالش قرار میدهد ، در زمره گروهی که بیم روز بازگشت ، خواب از چشمشان ربوده و پهلوهاشان از خوابگاههاشان جاخالی کرده است و لبهاشان به ذکر پروردگارشان در زمزمه است ، ابرهای گناهان بر اثر استغفار مداومشان برطرف شده است . آنانند حزب خدا ، همانا تنها آنان رستگارانند . ذکر این دو قسمت پشت سر یکدیگر رابطه زهد و معنویت را کاملا روشن میکند . خلاصه دو قسمت اینست که از دو راه یکی را باید انتخاب کرد . یا خورد و خواب و خشم و شهوت ، نه رازی و نه نیازی ، نه توجهی و نه نم اشکی و نه انسی و نه روشنائی و گامی از حد حیوانیت فراتر نرفت ، و یا قدمی در وادی انسانیت و استفاده از مواهب خاص الهی که مخصوص دلهای پاک و روحهای تابناک است .