سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢
دیگر قلبش از عشق الهی مالامال بود و جهان را از کوچکترین ذره گرفته تا بزرگترین ستاره یک واحد ماموریت و مسؤولیت میدید ، این چنین نسبت به حقوق و حدود اجتماعی حساس بود . او اگر فردی لذتگرا و منفعت پرست میبود محال بود این چنین شخصیت مسؤول و متعهدی پیدا کند . در روایات اسلامی به این فلسفه زهد تصریح شده است و در نهج البلاغه بالخصوص بر آن تکیه شده است . در حدیث از امام صادق علیه السلام رسیده است که . . . " « و کل قلب فیه شک او شرک فهو ساقط و انما اراد وا الزهد لتفرغ قلوبهم للاخره » " ( ٣ ) . یعنی هر دلی که در آن شک یا " شرک " وجود داشته باشد از درجه اعتبار ساقط است از این جهت زهد را برگزیدند که دلهایشان برای آخرت از هر آرزوی دیگر خالی و فارغ باشد . چنانکه میبینیم در این حدیث هر نوع هواپرستی و لذت پرستی ، " شرک " و بر ضد خدا پرستی خوانده شده است . مولوی زهد عارفانه را اینچنین توصیف میکند :
| زهد اندر کاشتن کوشیدن است |
| معرفت آن کشت را روئیدن است |
| جان شرع و جان تقوا عارف است |
| معرفت محصول زهد سالف است |