سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤١
شخصیت واقعی انسانی است .
همانطور که بارها گفتهایم هرگز نباید آزادی از بندگی سیم و زر و بی
اعتنائی به آنچه قابل تبدیل به این فلز است ، با رهبانیت و ترک
مسؤولیتها و شانه خالی کردن از زیر تعهدات اشتباه بشود ، بلکه مسؤولیت
و تعهد تنها در پرتو چنین زهدهائی است که حقیقت خویش را باز مییابند و
دیگر لفظ تو خالی و ادعای بیپشتوانه نمیباشند . همچنانکه در شخص علی
علیه السلام این دو ، یعنی زهد و احساس مسؤولیت یک جا جمع بود ، علی
اول زاهد جهان بود و در عین حال حساسترین قلبها را نسبت به مسؤولیتهای
اجتماعی در سینه داشت . او از طرفی میگفت :
" « ما لعلی و لنعیم یفنی و لذه لا تبقی » " [١] .
علی را با نعمت و لذت ناپایدار چه کار ؟ از طرف دیگر ، برای یک
بیعدالتی کوچک و احیانا به خاطر یک محروم ، شب خوابش نمیبرد . او
حاضر نبود شکم سیر بخوابد مبادا در اقصی بلاد کشور فردی گرسنه پیدا شود .
" « و لعل بالحجاز او الیمامه من لا طمع له فی القرص و لا عهد له
بالشبع » " [٢] .
میان آن زهد و این حساسیت رابطه مستقیم بود ، علی چون زاهد و بی اعتنا
و بیطمع بود و از طرف
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ٢٢٢ [٢] نهج البلاغه ، نامه . ٤٥