سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٨
نامهای که به عثمان بن حنیف نوشته است ، در آخرین بخش آن نامه ، دنیا و لذات دنیا را مانند یک مخاطب ذی شعور طرف خطاب قرار میدهد و با زبان مخاطبه با دنیای راز زهد و فلسفه ترک لذتگرائی خویش را برای ما روشن میسازد . میفرماید : " « الیک عنی یا دنیا فحبلک علی غاربک ، قد انسلکت من مخالبک و افلت من حبائلک » " . . . . دور شو از من ، افسارت را بر دوشت انداختهام ، از چنگالهای درنده تو خود را رهانیدهام ، و از دامهای تو جستهام . . . " « اعزبی عنی فو الله لا اذل لک فتستذلینی و لا اسلس لک فتقودینی » . . . " . دور شو ، به خدای سوگند که رام تو و ذلیل تو نخواهم شد که هر جا بخواهی مرا به خواری به دنبال خود بکشی ، و مهار خود را به دست تو نخواهم داد که به هر سو بخواهی ببری . . . آری ، زهد علی شورشی است علیه زبونی در برابر لذتها ، طغیانی است علیه عجز و ضعف در برابر حاکمیت میلها ، عصیان و سرپیچی است علیه بندگی دنیا و نعمتهای دنیا .