سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢
ای مردم ! زهد عبارت است از : کوتاهی آرزو ، و سپاسگزاری هنگام نعمت ، و پارسائی نسبت به نبایستنیها . در حکمت ٤٣٩ میفرماید : " « الزهد بین کلمتین من القرآن قال الله سبحانه : " لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم »" و من لم یاس علی الماضی و لم یفرح بالاتی فقد اخذ الزهد بطرفیه » " . یعنی زهد در دو جمله قرآن خلاصه شده است : " برای اینکه متاسف نشوید بر آنچه ( از مادیات دنیا ) از شما فوت میشود و شاد نگردید بر آنچه خدا به شما میدهد " هر کس بر گذشته اندوه نخورد و برای آینده شادمان نشود بر هر دو جانب زهد دست یافته است . بدیهی است وقتی که چیزی کمال مطلوب نبود ، و یا اساسا مطلوب اصلی نبود ، بلکه وسیله بود ، مرغ آرزو در اطرافش پر و بال نمیزند و پر نمیگشاید و آمدن و رفتنش شادمانی یا اندوه ایجاد نمیکند . اما باید دید که : آیا زهد و اعراض از دنیا که در نهج البلاغه به پیروی از تعلیمات قرآن زیاد بر آن اصرار و تاکید شده است ، صرفا جنبه روحی و اخلاقی دارد ؟ و به عبارت دیگر : زهد صرفا یک کیفیت روحی است یا آنکه جنبه عملی هم همراه دارد ؟ یعنی آیا زهد فقط اعراض روحی است یا توام است با اعراض عملی ؟ و بنا بر فرض دوم آیا اعراض عملی محدود است