سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥
حرکت و جنبش ایجاد میکند ، اما موعظه جوششها و هیجانهای بیجا را خاموش مینماید ، خطابه زمام کار را از دست حسابگریهای عقل خارج میکند و به دست طوفان احساسات میسپارد اما موعظه طوفانها را فرو مینشاند و زمینه را برای حسابگری و دور اندیشی فراهم میکند . خطابه به بیرون میکشد و موعظه به درون میبرد . خطابه و موعظه هر دو ضروری و لازم است ، در نهج البلاغه از هر دو استفاده شده است ، مساله عمده موقع شناسی است که هر کدام در جای خود و به موقع مورد استفاده واقع میشود . خطابههای مهیج امیرالمؤمنین در موقعی ایراد شده که احساسات باید برافروخته شود و طوفانی به وجود آید و بنیادی ظالمانه برکنده شود آنچنانکه در صفین در آغاز برخورد معاویه ، خطابهای مهیج و آتشین ایراد کرد . معاویه و سپاهیانش پیشدستی کرده بودند و " شریعه " را گرفته بودند و کار آب را بر امیرالمؤمنین و یارانش دشوار ساخته بودند . امیرالمؤمنین کوشش داشت که حتی الامکان از برخورد نظامی پرهیز کند و میخواست از طریق مذاکره به حل مشکلی که معاویه برای مسلمین ایجاد کرده بود بپردازد اما معاویه که سودایی دیگر در سر داشت فرصت را غنیمت شمرد و تصاحب " شریعه " را موفقیتی برای خود تلقی کرد و از هر گونه مذاکرهای خودداری نمود . کار بر یاران علی سخت شد ، اینجا