سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢
است و یک روح خاص بر همه آنها حکمفرما است . اگر کسی با قرآن کریم و کلمات رسول اکرم و امیرالمؤمنین و سایر ائمه دین و اکابر اولیه مسلمین آشنا باشد میبیند یک روح که همان روح اسلامی است در همه مواعظ فارسی آشکار است ، همان روح است ولی در جامه و پیکره زبان شیرین فارسی . اگر کسی یا کسانی در دو زبان عربی و فارسی تبحر داشته باشند و با سایر زبانهایی که ادبیات اسلامی را منعکس کردهاند نیز آشنایی داشته باشند و شاهکارهایی که در زمینه مواعظ اسلامی بوجود آمده جمع آوری کنند معلوم خواهد شد که فرهنگ اسلامی از این نظر فوق العاده غنی و پیشرفته است . ولی تعجب در اینست که همه نبوغ فارسی زبانان از نظر مواعظ در شعر ظهور کرده است اما در نثر هیچ اثر برجستهای وجود ندارد . در نثر آنچه وجود دارد به صورت جملههای کوتاه و کلمات قصار است ، مانند نثر گلستان که قسمتی از آنها موعظه است و در نوع خود شاهکار است و یا جملههایی که از خواجه عبدالله انصاری نقل شده است . البته اطلاعات من ضعیف است ولی تا آنجا که اطلاع دارم در متون فارسی یک نثر موعظهای قابل توجه که از حدود کلمات قصار تجاوز کرده باشد و به اصطلاح در حد یک مجلس ولو کوتاه بوده باشد وجود ندارد ، خصوصا اینکه شفاها و از ظهر القلب القا شده باشد و