سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩
کردهای ، تو به جای اینکه حق و باطل را مقیاس عظمت و حقارت شخصیتها قرار دهی ، عظمتها و حقارتها را که قبلا با پندار خود فرض کردهای ، مقیاس حق و باطل قرار دادهای ، تو میخواهی حق را با مقیاس افراد بشناسی ! برعکس رفتار کن ! اول خود حق را بشناس ، آن وقت اهل حق را خواهی شناخت ، خود باطل را بشناس ، آنوقت اهل باطل را خواهی شناخت ، آنوقت دیگر اهمیت نمیدهی که چه کسی طرفدار حق است و چه کسی طرفدار باطل ، و از خطا بودن آن شخصیتها در شگفت و تردید نخواهی بود . " طه حسین " پس از نقل جملههای بالا میگوید : " من پس از وحی و سخن خدا ، جوابی پر جلالتر و شیواتر از این جواب ندیده و نمیشناسم " . " شکیب ارسلان " ملقب به امیرالبیان یکی دیگر از نویسندگان زبر دست عرب در عصر حاضر است . در جلسهای که به افتخار او در مصر تشکیل شده بود ، یکی از حضار میرود پشت تریبون و ضمن سخنان خود میگوید : دو نفر در تاریخ اسلام پیدا شدهاند که به حق شایستهاند " امیر سخن " نامیده شوند : یکی علی بن ابی طالب و دیگری شکیب " . شکیب ارسلان با ناراحتی برمیخیزد و پشت تریبون قرار میگیرد و از دوستش که چنین مقایسهای به عمل آورده گله میکند و میگوید :