سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨
آن هدف مباح میدانست و در منطق او و امثال او نه عواطف انسانی نقشی
دارد و نه اصول ، آنروزی که تشخیص داد از مرده عثمان بهتر میتواند بهره
برداری کند تا از زنده او و خون زمین ریخته عثمان بیشتر به او نیرو میدهد
تا خونی که در رگهای عثمان حرکت میکند ، برای قتل او زمینه چینی کرد و
در لحظاتی که کاملا قادر بود کمکهای موثری به او بدهد و جلو قتل او را
بگیرد ، او را در چنگال حوادث تنها گذاشت .
ولی چشم تیزبین علی دست نامرئی معاویه را میدید و جریانات پشت پرده
را میدانست ، اینست که رسما خود معاویه را مقصر و مسئول در قتل عثمان
معرفی میکند .
در نهج البلاغه نامه مفصلی است که امام در جواب نامه معاویه نوشته
است . معاویه در نامه خود امام را متهم میکند به شرکت در قتل عثمان و
امام علیه السلام به او اینطور پاسخ میگوید :
" « ثم ذکرت ما کان من امری و امر عثمان فلک ان تجاب عن هذه لرحمک
منه ، فاینا کان اعدی له و اهدی الی مقاتله ا من بذل له نصرته فاستقعده و
استکفه ؟ ام من استنصره فتراخی عنه و بث المنون الیه حتی اتی قدره ؟ . . . و ما کنت لاعتذر من انی کنت انقم علیه احداثا فان کان الذنب الیه
ارشادی و هدایتی له فرب ملوم لا ذنب له و قد یستفید الظنه المتنصح و ما
اردت الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت » " [١] .
یعنی اما آنچه درباره کار مربوط به من و عثمان یاد کردی ، این حق برای
تو محفوظ است که پاسخ آنرا بشنوی ، زیرا خویشاوند
[١] نهج البلاغه ، نامه . ٢٨