سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧
روشن میگردد . انتقادهای نهج البلاغه از خلفاء برخی کلی و ضمنی است و برخی جزئی و مشخص . انتقادهای کلی و ضمنی همانها است که علی ( ع ) صریحا اظهار میکند که حق قطعی و مسلم من از من گرفته شده است ، ما در فصل پیش به مناسبت بحث از استناد آنحضرت به منصوصیت خود آنها را نقل کردیم . ابن ابی الحدید میگوید : شکایت و انتقاد امام از خلفاء ولو به صورت ضمنی و کلی متواتر است . روزی امام شنید که مظلومی فریاد بر میکشید که من مظلومم و بر من ستم شده است ، علی به او گفت : ( بیا سوته دلان گردهم آئیم ) بیا با هم فریاد کنیم . زیرا من نیز همواره ستم کشیدهام . ایضا از یکی از معاصرین مورد اعتماد خودش معروف به ابن عالیه نقل میکند که گفته . در محضر اسماعیل بن علی حنبلی امام حنابله عصر بودم که مسافری از کوفه به بغداد مراجعت کرده بود و اسماعیل از مسافرتش و از آنچه در کوفه دیده بود از او میپرسید ، او در ضمن نقل وقایع با تاسف زیاد جریان انتقادهای شدید شیعه را در روز غدیر از خلفاء اظهار میکرد . فقیه حنبلی گفت تقصیر