سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤
- گفتند : حکمفرمائی از ما و حکمفرمای دیگری از شما باشد . - چرا شما بر رد نظریه آنها به سفارشهای پیغمبر اکرم درباره آنها استدلال نکردید که فرمود : با نیکان انصار نیکی کنید و از بدان آنان درگذرید ؟ ! - اینها چه جور دلیل میشود ؟ - اگر بنا بود حکومت با آنان باشد ، سفارش درباره آنان معنی نداشت ، اینکه به دیگران درباره آنان سفارش شده است دلیل است که حکومت با غیر آنان است . - خوب ! قریش چه میگفتند ؟ استدلال قریش این بود که آنها شاخهای از درختی هستند که پیغمبر اکرم ( ص ) نیز شاخه دیگر از آن درخت است . - « احتجوا بالشجره و اضاعوا الثمره » با انتساب خود به شجره وجود پیغمبر ( ص ) برای صلاحیت خود استدلال کردند اما میوه را ضایع ساختند . یعنی اگر شجره نسبت معتبر است ، دیگران شاخهای از آن درخت میباشند که پیغمبر یکی از آن شاخههای آن است اما اهل بیت پیغمبر میوه آن شاخهاند . در خطبه ١٦٠ که قسمتی از آنرا قبلا نقل کردیم و