سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤
همینکه به خلوتگاه صحرا رسیدیم آه عمیقی از دل بر کشید و به سخن آغاز
کرد .
در مقدمه سخن فرمود : ای کمیل دلهای فرزندان آدم به منزله ظرفها است ،
بهترین ظرفها آن است که بهتر مظروف خود را نگهداری کند پس آنچه میگویم
ضبط کن .
علی در این سخنان خود که اندکی مفصل است ، مردم را از نظر پیروی راه
حق به سه دسته تقسیم میکند و سپس از اینکه انسانهای لایقی نمییابد که
اسرار فراوانی که در سینه انباشته دارد بدانان بسپارد ، اظهار دلتنگی
میکند اما در آخر سخن خود میگوید : البته چنین نیست که زمین به کلی از
مردان الهی آنچنان که علی آرزو دارد خالی بماند ، خیر همواره و در هر
زمانی چنین افرادی هستند هر چند کمند :
" « اللهم بلی لا تخلو الارض من قائم لله بحجه اما ظاهرا مشهورا و اما
خائفا مغمورا ، لئلا تبطل حجج الله و بیناته . و کم ذا ؟ و این اولئک ؟
اولئک و الله الاقلون عددا و الاعظمون عند الله قدرا ، یحفظ الله بهم حججه
و بیناته ، حتی یودعوها نظرائهم ، و یزرعوها فی قلوب اشباههم . هجم بهم
العلم علی حقیقه البصیره ، و باشروا روح الیقین ، و استلانوا و ما استوعره
المترفون ، و انسوا بما استوحش منه الجاهلون و صحبوا الدنیا بابدان
ارواحها معلقه بالمحل الاعلی . اولئک خلفاء الله فی ارضه و الدعاه الی
دینه ، آه آه شوقا الی رویتهم » " [١] .
چرا ! زمین هرگز از حجت خواه ظاهر و آشکار یا ترسان و پنهان خالی
نیست زیرا حجتها و آیات الهی باید باقی بمانند . اما چند نفرند ؟ و
کجایند ؟ آنان به خدا قسم
[١] نهج البلاغه حکمت . ١٤٧