سیری در نهج البلاغه - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣
نیست که او نداشته باشد و حدی که بر قدرت او هست از آن لحاظ است که
بنده خداوند است و باید قوانین طبیعت را محترم شمارد ، ممکن است و
اغلب پیش میآید که حکمران فردی را تباه کند ، اما نمیتوان گفت بدو ستم
کرده است . مثل وقتی که یفتاح [١] ، موجب شد که دخترش قربانی شود .
در این موارد کسی که چنین دچار مرگ میشود آزادی دارد کاری که برای آن
کار محکوم به مرگ خواهد شد بکند یا نکند ، در مورد حکمرانی که مردم را
بیگناه به هلاکت میرساند نیز حکم همان است ، زیرا هر چند عمل او خلاف
قانون طبیعت و خلاف انصاف است ، چنانکه کشتن " اوریا " توسط " داود
" چنین بود . اما به اوریا ستم نشد ، بلکه ستم به خداوند شد . . . " [٢] .
چنانکه ملاحظه میکنید ، در این فلسفهها مسؤولیت در مقابل خداوند موجب
سلب مسؤولیت در مقابل مردم فرض شده است ، مکلف و موظف بودن در
برابر خداوند کافی دانسته شده است برای اینکه مردم هیچ حقی نداشته باشند
، عدالت همان باشد که حکمران انجام
[١] یفتاح از قضاه بنی اسرائیل در جنگی نذر کرده بود اگر خداوند او را پیروز گرداند در بازگشت هر کس را که نخست بدو برخورد به قربانی خداوند بسوزاند ، در بازگشت نخستین کسی که به او برخورد ، دخترش بود ، یفتاح دختر خود را سوزاند . [٢] آزادی فرد و قدرت دولت صفحه . ٧٨